آرزويم اين است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنكه تو را مي خواهد
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد
و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت ميخواهد






می پرسی نشان عشق چیست؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست!
عشق یعنی مهر بی چون و چرا
عشق یعنی كوشش بی ادعا
عشق یعنی مهر بی اما، اگر
عشق یعنی رفتن ِ با پای سر
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست
عشق یعنی جان من قربان اوست
عشق یعنی خواندن از چشمان او
حرف های دل ، بدون گفتگو
عشق یعنی عاشق بی زحمتی
عشق یعنی بوسی ی بی شهوتی
عشق ، یار مهربان زندگی
بادبان و نردبان زندگی
عشق یعنی دشت گلكاری شده
در كویری چشمه ای جاری شده
یك شقایق در میان دشت خار
باور امكان با یك گل بهار
در خزانی برگریز و زرد و سخت
عشق، تاب ِ آخرین برگ درخت
عشق یعنی روح را آراستن
بی شمار افتادن و برخاستن
عشق یعنی زشتی ِ زیبا شده
عشق یعنی گنگی ِ گویا شده
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق كیفیت به كندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یك نگاه آشنا
دیدن افتادگان زیر پا
زیر لب با خود ترنم داشتن
بر لب غمگین تبسم كاشتن
عشق، آزادی، رهایی ، ایمنی
عشق، زیبایی ، زلالی ، روشنی
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ماهی راهی شده
عشق یعنی آهویی آرام و رام
عشق صیادی بدون تیر و دام
عشق یعنی برگ روی ساقه ها
عشق یعنی گل به روی شاخه ها
عشق یعنی از بدی ها اجتناب
بردن پروانه از لای كتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی كاهش رنج بشر
ای توانا، ناتوان عشق باش
پهلوانا، پهلوان عشق باش
ای دلاور، دل بدست آورده باش
در دل آزرده منزل كرده باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی ساقی كوثر شدن
بی پرو بی پیكر و بی سر شدن
عشق یعنی خدمت بی منتی
عشق یعنی طاعت بی جنتی
گاه بر بی احترامی ، احترام
بخشش و مردی به جای انتقام
عشق را دیدی، خودت را خاك كن
سینه ات را در حضورش چاك كن
عشق آمد، خویش را گم كن عزیز
قوت ات را قوت مردم كن عزیز
عشق یعنی مشكلی آسان كنی
دردی از درمانده ای درمان كنی
عشق یعنی خویشتن را گم كنی
عشق یعنی خویش را گندم كنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس
در مقام بخشش، از آئین مپرس
هر كسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید كه او را نان دهد
در تنور عاشقی سردی مكن
در مقام عشق، نامردی مكن
لاف مردی میزنی، مردانه باش
در مسیر عاشقی افسانه باش
دین نداری، مردمی آزاده باش
هرچه بالا میروی افتاده باش
در پناه دین، دكانداری مكن
چون به خلوت می روی كاری مكن
عشق یعنی ظاهر باطن نما
باطنی آكنده از نور خدا
عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا كه معشوقت نداند كیستی
عشق یعنی ذهن زیبا آفرین
آسمانی كردن ِ روی زمین
عشق گوید مست شو گر عاقلی
از شراب غیرانگوری ولی
هركه با عشق آشنا شد، مست شد
وارد یك راه بی بن بست شد
كاش در جامم شراب عشق باد
خانه جانم خراب عشق باد
هركجا عشق آید و ساكن شود
هرچه ناممكن بود ممكن شود
در جهان هر كار خوب و ماندنی ست
رد پای عشق در او دیدنی ست
شعرهای خوب دیوان جهان
سر عشق است و سرود عاشقان
سالك آری، عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق، كاری مشكل است
عشق یعنی شور هستی در كلام
عشق یعنی شعر، مستی ، والسلام
هرگز ریسمان امید را رها مکن
وقتی احساس می کنی که دیگر تاب تحمل نداری
جادوی امید است که به تو نیروی ادامه راه می دهد .
اعتماد به نفس را هرگز از دست مده
تا آن زمان که باور کنی که توانایی
دلیلی داری تا بکوشی.
هرگز مهار شاد زیستن خود را به دیگری مده
برآن چنگ بزن
آنگاه همواره در اختیارت خواهد بود
این ثروت مادی نیست که پیروزی یا شکست را رقم می زند
پیروزی یا شکست در چگونکی احساس ما نهفته است
احساس ماست که ژرفای حیاتمان را نشان می دهد
روا مدار که لحظه های ناخوشایند بر تو چیره گردند
صبور باش و ببین که آنها در گذرند.
تمام آنچه می توانی باش
از حق خود دفاع کن
جسارت دیگر گونه بودن داشته باش
واز خود الگویی خاصه به جای بگذار
آن گونه که یگانه ی توست زندگی کن و ستاره ات را دنبال کن.
Champion the right to be yourself
Dare to be different
And to set your own pattern
Live your own life
And follow your own star.

